شقایق

 
نویسنده : شقایق - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳٩۱
 

خدایا خواستم بگویم تنهایم

اما

نگاه خندانت مرا شرمگین کرد

چه کسی بهتر از تو

ولی عجیب دلتنگم


 
 
 
نویسنده : شقایق - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ فروردین ،۱۳٩۱
 

زن تا عاشق نباشد نمی بوید نمی بوسد و تسلیم نمیکند رویای عریانی اش را


 
 
 
نویسنده : شقایق - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ فروردین ،۱۳٩۱
 

 

من اگر پیامبر بودم، رسالتم شادمانى بود بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن کودکان ...
نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده میدادم ...
تنهامى آموختم اندیشیدن را و "انسان" بودن را ...

(چارلی چاپلین)


 
 
 
نویسنده : شقایق - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ فروردین ،۱۳٩۱
 

دوستای عزیز عیدتون مبارک ان شا ا....امسال سا ل خوب و خوشی برای همتون باشه


 
 
 
نویسنده : شقایق - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩٠
 

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت :
این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده
افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهایت رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!


 
 
ای خدا....
نویسنده : شقایق - ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ،۱۳٩٠
 

نمی دونم چی بگم به کی بگم آی مردم زمونه فقط بگین چرا!!!!!

چرا بعضی ها دوست ندارن  تحمل دیگرونو ندارن که تو جایگاهی ببیننشون چرا آدما گاهی اونقدر پست میشن که.......

دنیای ما آدمها تلخه...... خیلی ها دنبال اینن که خودشونو به قله برسونن به هر قیمتی حتی پرت کردن دیگران از کوه .....

آدمارو له کردن و ازشون پلی برا عبور ساختن خدایا  خیلی تلخه....فکرایی با سطح پایین نگاههای منفی ،گاهی میگم آدم پس باید بمیره ...نمیدونم اینا خیر میبینن تو زندگیشون یا نه...... چی بگم دوستان:((


 
 
 
نویسنده : شقایق - ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ دی ،۱۳٩٠
 
زندگی "باغی" است؛
که با عشق "باقی" است؛
"مشغول دل" باش؛
نه "دل مشغول".
بیش تر "غصه های ما"؛
از "قصه های خیالی ماست"؛
پس بدان اگر "فرهاد" باشی؛ همه چیز "شیرین" است.

 
 
 
نویسنده : شقایق - ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ دی ،۱۳٩٠
 

وقتی خواستن ها بوی شهوت می دهند،

وقتی بودن ها طعم نیاز دارند

وقتی تنهایی ها بی هیچ یادی از یار

با هر کسی پر می شوند

وقتی نگاه ها ،

هرزه به هر سو روانه می شوند

وقتی غریزه ،

احساس را پوشش می دهد،

وقتی انسان بودن

آرزویی دست نیافتنی می شود

نه ، دیگر نمی خواهمت !

نه تو را و نه هیچ کس دیگری را.


 
 
← صفحه بعد